ترجمه "bonk" به فارسی

زدن, تلق, دنگ بهترین ترجمه های "bonk" به فارسی هستند.

bonk verb noun دستور زبان

To strike or collide with something. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زدن

    verb
  • تلق

  • دنگ

  • ترجمه های کمتر

    • بر سر (کسی) کوفتن (با صدای عمیق و پرطنین)
    • تصادف کردن
    • جوراب پوشیدن
    • خوردن سر به چیزی
    • صدای خوردن چیزی به سر
    • صدای خوردن کله به چیزی
    • ضربت زدن
    • ضربه بر سر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bonk " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "bonk" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه