ترجمه "boniness" به فارسی
لاغری, استخوانی بودن بهترین ترجمه های "boniness" به فارسی هستند.
boniness
noun
دستور زبان
the property or degree of being bony [..]
-
لاغری
noun -
استخوانی بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " boniness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "boniness" با ترجمه به فارسی
-
استخوان سان · استخوان مانند · استخوانی · دارای استخوان های درشت و بیرون زده · رام نشده · لاغر · نحیف · پر استخوان
-
(جانورشناسی) استخوانماهی (انواع ماهی های رده ی Osteichthyes - دارای مثانه ی باد و اسکلت پراستخوان) · ماهی استخوانی
-
لابیرنت استخوانی
-
ماهیان استخوانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن