ترجمه "bonnie" به فارسی
دلپذير, زيبا, جذاب بهترین ترجمه های "bonnie" به فارسی هستند.
bonnie
adjective
دستور زبان
Gay; merry; frolicsome; cheerful; blithe. [..]
-
دلپذير
-
زيبا
Even for a lass as bonny as you.
حتي به خاطر دختري به زيبايي تو
-
جذاب
adjectiveYou lie, I'faith, for you are call'd plain Kate, And bonny Kate, and sometimes Kate the curst;
دروغ میگی ، درحقیقت تو را کیت خوب ، کیت جذاب ولی بهر حال کیت می نامند
-
مورد نظر
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bonnie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bonnie
proper
A female given name. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Bonnie" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Bonnie در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "bonnie" با ترجمه به فارسی
-
(بیشتر در انگلیس) · تندرست و دلپذیر · جذاب · خوش سیما · خوشایند (bonnie هم می نویسند) · دلپذير · زيبا · عالی · مورد نظر
-
بانی دانبار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن