ترجمه "bookmaker" به فارسی
صحاف, ناشر, ویراستار بهترین ترجمه های "bookmaker" به فارسی هستند.
bookmaker
noun
دستور زبان
a person who prints or binds books [..]
-
صحاف
noun -
ناشر
-
ویراستار
-
ترجمه های کمتر
- ویراگر
- دلال شرطبندی
- صحافیکننده کتاب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bookmaker " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن