ترجمه "bookkeeping" به فارسی
حسابداری, دفترداری, دفترداري بهترین ترجمه های "bookkeeping" به فارسی هستند.
bookkeeping
noun
verb
دستور زبان
accounting: the skill or practice of keeping books or systematic records of financial transactions, e.g. income and expenses [..]
-
حسابداری
nounor somewhere which might fit her for something better bookkeeping or stenography.
یا هر شهر دیگری دورهای در حسابداری یا تندنویسی ببیند و خود را به جای بهتری برساند.
-
دفترداری
I learnt bookkeeping and business English
دفترداری و روش دادوستد انگلیسی را آموختم.
-
دفترداري
-
ترجمه های کمتر
- حسابها
- ثبت داد و ستدها در دفتر ویژه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bookkeeping " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bookkeeping" با ترجمه به فارسی
-
دفتردار · رادرتفد
-
حسابداری دوبل
-
سیکل دفتر داری، چرخه حسابداری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن