ترجمه "bookish" به فارسی

کتابی, بلیغ, (واژه ی نسبتا منفی) کرم کتاب بهترین ترجمه های "bookish" به فارسی هستند.

bookish adjective دستور زبان

Given to reading; fond of study; better acquainted with books than with people; learned from books. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کتابی

  • بلیغ

    adjective
  • (واژه ی نسبتا منفی) کرم کتاب

  • ترجمه های کمتر

    • دارای دانش کتابی (تئوری ولی نه عملی)
    • میرزا قلمدان
    • وابسته به کتاب
    • کسی که همیشه سرش در کتاب است
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bookish " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "bookish" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه