ترجمه "boon" به فارسی
نعمت, استدعا, خواهش بهترین ترجمه های "boon" به فارسی هستند.
boon
adjective
noun
دستور زبان
A blessing or benefit. [..]
-
نعمت
A blessing or benefit
However, his coming had been a boon, and his presence was a godsend.
به راستی آمدن او یک نعمت و حضورش یک عنایت ربانی بود.
-
استدعا
noun -
خواهش
nounTonight, from this benign starlight, let us seek our boon
امشب بيا از نور ستاره و ماه بذار باشيم در پي خواهش ما
-
ترجمه های کمتر
- احسان
- باسخاوت
- عطیه
- تمنا
- موهبت
- خوشایند
- سود
- فایده
- (قدیمی)
- (قدیمی) مهربان
- بهره وری
- نعمت الهی
- گشاده دست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " boon " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Boon
An East Cushitic language spoken by a few people in Jilib District, Middle Jubba Region, Somalia.
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Boon" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Boon در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "boon" با ترجمه به فارسی
-
دانیل بون (مرز گستر و مرزنشین امریکایی)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن