ترجمه "boondoggle" به فارسی

به کارهای پر هزینه و بی حاصل پرداختن, هزینه یا طرح بی فایده و ناپیش اندیشیده (به ویژه از سوی دولت), کار بی ارزش و بی اهمیت بهترین ترجمه های "boondoggle" به فارسی هستند.

boondoggle verb noun دستور زبان

A braided ring to hold a neckerchief, particularly in scouting; a woggle. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • به کارهای پر هزینه و بی حاصل پرداختن

  • هزینه یا طرح بی فایده و ناپیش اندیشیده (به ویژه از سوی دولت)

  • کار بی ارزش و بی اهمیت

  • کار عبث

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " boondoggle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "boondoggle" با ترجمه به فارسی

  • کارافزایی استخدام به منظور ایجاد قوه خرید
اضافه کردن

ترجمه های "boondoggle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه