ترجمه "boozy" به فارسی
مست, جاذب, (عامیانه) مست (به ویژه اگر مکرر باشد) بهترین ترجمه های "boozy" به فارسی هستند.
boozy
adjective
دستور زبان
(of a person) intoxicated by alcohol [..]
-
مست
adjectiveAnd no one on this council's interested in hearing the boozy complaints of a disgraced reporter.
و هيچکس از اعضاي شورا ميلي نداره که... به شکايات يه خبرنگار رسوا شده مست گوش کنه.
-
جاذب
adjective -
(عامیانه) مست (به ویژه اگر مکرر باشد)
-
سیاه مست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " boozy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن