ترجمه "borax" به فارسی

بوره, بوراکس, تنگار بهترین ترجمه های "borax" به فارسی هستند.

borax adjective noun دستور زبان

A white or gray/grey crystalline salt, with a slight alkaline taste, used as a flux, in soldering metals, making enamels, fixing colors/colours on porcelain, and as a soap, etc. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بوره

    noun

    crystalline salt

  • بوراکس

  • تنگار

  • ترجمه های کمتر

    • (از ریشه ی فارسی : بوره - شیمی)
    • بوره (ملح سفید و خشک و بلورین به فرمول Na2B4O7 که مزه ی قلیایی دارد و در جوشکاری وشیشه سازی و غیره کاربرد دارد)
    • تن کار
    • کالای ارزان و بد (به ویژه مبل منزل)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " borax " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "borax"

اضافه کردن

ترجمه های "borax" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه