ترجمه "borneo" به فارسی

بورنئو, جزیره ی برنئو (در جنوب مالزی), جزیره بورنئو بهترین ترجمه های "borneo" به فارسی هستند.

borneo

geographic terms (country level)

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بورنئو

    geographic terms (country level)

    I was in the navy, dased in Borneo

    . من توی نیروی دریایی مستقر در بورنئو بودم

  • جزیره ی برنئو (در جنوب مالزی)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " borneo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Borneo proper noun

A Pacific island shared by Indonesia, Malaysia and Brunei. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جزیره بورنئو

    The third largest island in the world and is located at the centre of Maritime Southeast Asia.

    I visited the rainforests of Borneo for the very first time,

    من برای اولین بار از جنگلهای بارانی جزیره بورنئو دیدن کردم

  • بورنئو

    I was in the navy, dased in Borneo

    . من توی نیروی دریایی مستقر در بورنئو بودم

تصاویر با "borneo"

عباراتی شبیه به "borneo" با ترجمه به فارسی

  • برنئوی هلند (بخشی از جزیره ی برنئو - نام امروزی : Kalimantan)
  • انتزیا · ساج بورنئو
اضافه کردن

ترجمه های "borneo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه