ترجمه "borne" به فارسی
یکی از دو اسم مفعول فعل : bear ترجمه "borne" به فارسی است.
borne
adjective
verb
دستور زبان
carried, supported. [..]
-
یکی از دو اسم مفعول فعل : bear
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " borne " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "borne" با ترجمه به فارسی
-
(عامیانه - محلی) از تولد به بعد · از آغاز · به وجود آمده · ذاتا · زاده · متولد · مولود
-
به دنیا آمدن
-
بوم زاد · بومی · متولد محل
-
نخست زاده
-
(مسیحی) ایمان بازیافته · (مسیحی) دو آتشه · دارای اعتقاد بازیافته نسبت به چیزی · مسیحی از نوزاده شده
-
باد آورد · بادی · حمل شونده توسط باد
-
اصیل · با اصل و نسب · بهزاد · خانواده دار · نیک نژاد
-
واکسن آنسفالیت کنهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن