ترجمه "borough" به فارسی

منطقه, قصبه, (انگلیس) شهری که دارای شهردار و انجمن شهر مستقلی باشد بهترین ترجمه های "borough" به فارسی هستند.

borough noun دستور زبان

(obsolete) A fortified town; a town or city. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • منطقه

    noun

    administrative division in various countries

    I saw your index system of the five boroughs.

    سيستم طبقه بنديت رو ديدم که براي 5 منطقه ي نيويورک بود

  • قصبه

    noun
  • (انگلیس) شهری که دارای شهردار و انجمن شهر مستقلی باشد

  • ترجمه های کمتر

    • (ایالت نیویورک) هر یک از پنج بخش شهر نیویورک
    • (در ایالت آلاسکا) بخش (که کوچکترین واحد دولت محلی است)
    • (در برخی ایالت های امریکا) شهری که در کنار شهر بزرگتری قرار دارد ولی از خود شهردار و انجمن شهر دارد
    • (مهجور) هر شهرمستحکم و دیوارداری که از دهکده بزرگتر باشد
    • شهرک مستقل ازشهر
    • شهری که یک یا چند نماینده به پارلمان بفرستد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " borough " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Borough proper دستور زبان

The area, properly called Southwark, just south of London Bridge. [..]

+ اضافه کردن

"Borough" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Borough در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "borough" با ترجمه به فارسی

  • بارو
  • (انگلیس پیش از لایحه ی 2381) حوزه ی انتخاباتی کم جمعیت ولی دارای حق فرستادن نماینده به مجلس · (نسبت به جمعیت)نماینده ی زیاد داشتن
  • (انگلیس - پیش از 2381) حوزه ی انتخاباتی که در قبضه ی شخص یا خانواده ی بخصوصی بود
  • (انگلیس و ولز - سابقا) یگان دولت محلی · (ایرلند) هریک از چهار بخش اداری که کشور به آن تقسیم شده است
  • سنتی که در برخی نقاط انگلستان متداول بود و طبق آن کوچکترین پسر وارث زمین می شد
اضافه کردن

ترجمه های "borough" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه