ترجمه "bossy" به فارسی

استبدادی, استیلاگر, قطعی بهترین ترجمه های "bossy" به فارسی هستند.

bossy adjective noun دستور زبان

tending to give orders to others, especially when unwarranted; domineering [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • استبدادی

    adjective
  • استیلاگر

  • قطعی

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • (امریکا) گاو
    • (عامیانه) استیلاجوی
    • ارباب منش
    • بی چون وچرا
    • دارای اختیار
    • دارای برجستگی
    • دارای نقش برجسته
    • دارای گچبری برجسته
    • پر رو
    • پر مدعا
    • گاو شیرده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bossy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bossy" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bossy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه