ترجمه "botanize" به فارسی

(به منظور پژوهش علمی) گیاه گردآوری کردن, گیاهان را از نظربوم شناسی مطالعه کردن, گیاهان منطقه ی بخصوصی را مورد مطالعه قرار دادن بهترین ترجمه های "botanize" به فارسی هستند.

botanize verb دستور زبان

To do the work of a botanist; as to inventory the plant life in an area. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (به منظور پژوهش علمی) گیاه گردآوری کردن

  • گیاهان را از نظربوم شناسی مطالعه کردن

  • گیاهان منطقه ی بخصوصی را مورد مطالعه قرار دادن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " botanize " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "botanize" با ترجمه به فارسی

  • حشرهكشهاي سبزي · حشرهكشهاي گياهي · حشرهکشهای گیاهشناختی
  • آفتكشهاي گياهي · آفتکشهای گیاهشناختی
  • داروی گیاهی (botanic هم می گویند) · وابسته به علم گیاه شناسی · وابسته به گونه های گیاهی · وابسته به گیاهان · گیاهی
  • گیاهان دارویی
  • باغهای گیاهشناختی
  • ستهها (گياهشناختي)
  • تركيب گياكانشناختي · ترکیب گیاهشناختی
  • باغ کشاورزی · باغ گیاه شناسی · باغ گیاهشناسی
اضافه کردن

ترجمه های "botanize" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه