ترجمه "botch" به فارسی
ورم, دمل, کورک بهترین ترجمه های "botch" به فارسی هستند.
botch
verb
noun
دستور زبان
(transitive) To perform (a task) in an unacceptable or incompetent manner; to make a mess of something; to ruin; to bungle; to spoil; to destroy. [..]
-
ورم
nounHer, on the other hand, botched Botox.
خودش ، از طرف ديگه ، بوتاكسش ورم كرده بود.
-
دمل
-
کورک
-
ترجمه های کمتر
- (انگلیسی - محلی) زخم
- اشتباه احمقانه
- اشتباه لپی
- اشتباه کردن
- انگولک کردن
- باناشیگری و بدی انجام دادن
- بد تعمیر کردن
- بد وصله کردن
- خراب کردن
- خرابی بالا آوردن
- سر هم بندی
- شخص بالغ
- مرتکب خطا شدن
- چیز بد تعمیر یا ساخته شده
- کار بد انجام شده
- گندش را بالا آوردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " botch " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "botch" با ترجمه به فارسی
-
اشتباه کردن · مرتکب خطا شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن