ترجمه "bottom" به فارسی
ته, پسیو, کونی بهترین ترجمه های "bottom" به فارسی هستند.
bottom
adjective
verb
noun
دستور زبان
The lowest part from the uppermost part, in either of these senses: [..]
-
ته
nounlowest part
Thank you from the bottom of my heart .
با تشکر از شما از ته دلم.
-
پسیو
noungay sexual slang: penetrated partner in anal sex [..]
-
کونی
noungay sexual slang: penetrated partner in anal sex [..]
-
ترجمه های کمتر
- زیر
- قعر
- بن
- پا
- کون
- زیرین
- انتها
- پشت
- اساس
- باری
- تحتانی
- بناب
- دورنی
- فرناد
- نشستگاه
- نشيمنگاه
- سرین
- پایاب
- بیخ
- (جمع) پایین تنه ی لباس
- (عامیانه) کپل
- بخشی از کشتی که زیر آب است
- به ته خوردن
- به ته چیزی رسیدن
- ته دار کردن
- ته دریا
- ته نشین شدن
- رجوع شود به bottom land
- سطح پایینی
- علت اصلی
- قسمت نهایی
- مرد تاجر
- نشیمن گاه صندلی
- نفر آخر
- پاچه ی شلوار
- پایه و اساس
- پایین (صفحه)
- پایین ترین بخش هر چیز
- کشتی باری
- کشتی تجارتی
- کف (دریا یا حوض و غیره)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bottom " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bottom
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Bottom" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Bottom در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "bottom"
عباراتی شبیه به "bottom" با ترجمه به فارسی
-
رجوع شود به blue whale
-
مسابقه تا پایان کار (در اقتصاد)
-
(عامیانه) وزارت امور خارجه ی امریکا
-
بستر اقیانوس
-
فاعل، مفعول و دوکاره
-
فرودینگی
-
بسلامتی · هورا
-
برآورد از پایین به بالا · برآورد پایین به بالا · تخمیین پایین به بالا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن