ترجمه "boundaries" به فارسی
حدود, کرانها, سر حدات بهترین ترجمه های "boundaries" به فارسی هستند.
boundaries
noun
Plural form of boundary. [..]
-
حدود
nounThe big new idea is that the universe has no boundaries at all.
ایده ی جدید بزرگ اینه که جهان اصلاً هیچ حدود و قانونی نداره.
-
کرانها
-
سر حدات
-
ترجمه های کمتر
- كرانهاي ساحلي
- مرزها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " boundaries " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "boundaries" با ترجمه به فارسی
-
مرز سیستم
-
سازمان بدون مرز
-
جریان ساحلی
-
مرز آبی
-
مسئله مقدارمرزی
-
تحدید حدود · سرحد
-
مرز بین صف و ستاد
-
مرز واگرا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن