ترجمه "bountiful" به فارسی
فراوان, بخشنده, خوش قیافه بهترین ترجمه های "bountiful" به فارسی هستند.
bountiful
adjective
دستور زبان
Having a quantity or amount that is generous or plentiful; ample. [..]
-
فراوان
adjectivein August, high in air, the beautiful and bountiful horse chestnuts, candelabra wise
و در آخر تابستان شاه بلوطهایی زیبا و فراوان چهلچراغوار در هوا معلقند
-
بخشنده
adjectiveas a creature made in gods bountiful spirit
كه تصوير خود از روح حاصل از خداوند بخشنده
-
خوش قیافه
adjective
-
ترجمه های کمتر
- پر برکت
- پر سخاوت
- پر نعمت
- پر کرامت
- گشاده دست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bountiful " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bountiful" با ترجمه به فارسی
-
کمک هزینه دولتی
-
(جنگ های داخلی امریکا) کسی که جایزه ی نقدی برای پیوستن به ارتش را می گرفت و سپس فراری می شد
-
دامنه
-
ارمغان · بخشش · بخشندگی · جایزه (به ویژه جایزه ی نقدی که به دستگیر کنندگان جنایتکاران و یا کشندگان حیوانات مضر یا خطرناک داده می شد) · خیر و برکت · دامنه · سخاوت · موهبت · هدیه · کرامت · کله گرگی · گشاده دستی
-
زن خیر (به ویژه کسی که برای نمایش خیرات می کند)
-
باکلان جزیره بانتی
-
دستگیر کننده جایزه بگیر جانیان (عیار) · کسی که کارش دستگیری یا کشتن جنایتکاران فراری یا حیوانات مضر بود (برای دریافت جایزه)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن