ترجمه "bounty" به فارسی

سخاوت, بخشش, بخشندگی بهترین ترجمه های "bounty" به فارسی هستند.

bounty noun دستور زبان

A reward for some specific act, especially one given by a government or authority [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سخاوت

    noun
  • بخشش

    noun

    but this new bounty from a holy man

    ولي اين بخشش تازه از طرف يک مرد مقدس

  • بخشندگی

  • ترجمه های کمتر

    • هدیه
    • کرامت
    • دامنه
    • ارمغان
    • موهبت
    • جایزه (به ویژه جایزه ی نقدی که به دستگیر کنندگان جنایتکاران و یا کشندگان حیوانات مضر یا خطرناک داده می شد)
    • خیر و برکت
    • کله گرگی
    • گشاده دستی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bounty " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bounty noun

a ship of the British navy; in 1789 part of the crew mutinied against their commander William Bligh and set him afloat in an open boat

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کمک هزینه دولتی

عباراتی شبیه به "bounty" با ترجمه به فارسی

  • (جنگ های داخلی امریکا) کسی که جایزه ی نقدی برای پیوستن به ارتش را می گرفت و سپس فراری می شد
  • دامنه
  • بخشنده · خوش قیافه · فراوان · پر برکت · پر سخاوت · پر نعمت · پر کرامت · گشاده دست
  • زن خیر (به ویژه کسی که برای نمایش خیرات می کند)
  • باکلان جزیره بانتی
  • دستگیر کننده جایزه بگیر جانیان (عیار) · کسی که کارش دستگیری یا کشتن جنایتکاران فراری یا حیوانات مضر بود (برای دریافت جایزه)
اضافه کردن

ترجمه های "bounty" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه