ترجمه "bowstring" به فارسی

زه, چله, (با بستن ریسمان دور گردن) خفه کردن (garrote هم می گویند) بهترین ترجمه های "bowstring" به فارسی هستند.

bowstring verb noun دستور زبان

(transitive) to strangle with a bowstring [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زه

    noun

    string of an archer's bow

    i'm sure your majesty knows from putting the bowstrings on it

    مطمئنم كه عاليجناب مي دونن كه زه كمان را چه وقت بايد تعويض كنند

  • چله

    noun
  • (با بستن ریسمان دور گردن) خفه کردن (garrote هم می گویند)

  • ترجمه های کمتر

    • ریسمان کمان
    • هر ریسمان یا نخ محکم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bowstring " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bowstring" با ترجمه به فارسی

  • الیاف استبرق · جنس شمشیری · رجوع شود به sansevieria · سانسویریا
اضافه کردن

ترجمه های "bowstring" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه