ترجمه "bowtie" به فارسی
پاپیون, کروات بهترین ترجمه های "bowtie" به فارسی هستند.
bowtie
adjective
noun
دستور زبان
A man’s necktie tied in a bow around the throat. [..]
-
پاپیون
nounnecktie shaped like a bow
What's with the bowtie, Bill Nye?
قضیه ی پاپیون چیه ، بیل نای ؟
-
کروات
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bowtie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bowtie"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن