ترجمه "boxer" به فارسی
بوکسور, باکسر, بکسور بهترین ترجمه های "boxer" به فارسی هستند.
A participant (fighter) in a boxing match. [..]
-
بوکسور
participant in a boxing match [..]
You don't really seem like a boxer to me.
از نظر من زياد بوکسور به نظر نمياي.
-
باکسر
The time had been when a few kicks from Boxer's hoofs would have smashed the van to matchwood.
اگر آن زمانها بود چند لگد باکسر، بارکش را مثل قوطی کبریت خرد و خمیر میکرد.
-
بکسور
Being an amateur boxer, he wondered, ‘Where can I get a chance to become a sports star and become rich?’
وقتی بکسور تازهکاری بود با خود فکر میکرد: ‹در کجا میتوانم ورزشکاری سرشناس و پولدار شوم؟›
-
ترجمه های کمتر
- بکس باز
- جعبه پرکن
- سگ بوکسر (که ستبر اندام است)
- مشت باز
- مشت زن
- کسی که کارش گذاشتن چیز در جعبه باشد
- یکی از افرادی که در چین برعلیه خارجیان شورش کردند (Boxer Rebellion - 1900)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " boxer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A Chinese anti-imperial and anti-foreigner rebel of the early 1900s. [..]
"Boxer" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Boxer در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "boxer"
عباراتی شبیه به "boxer" با ترجمه به فارسی
-
شلوار کوتاه ورزشی · شلوارک · شورت مشت بازان (که چند ردیف کش دارد)