ترجمه "boxing" به فارسی
بوکس, بوکس بازی, جعبه بندی بهترین ترجمه های "boxing" به فارسی هستند.
boxing
noun
verb
دستور زبان
Present participle of box. [..]
-
بوکس
nounthe sport of boxing [..]
This isn't gonna be the first, particularly in the boxing world!
اين خصوصاً اولين اشتباه دنياي بوکس نخواهد بود!
-
بوکس بازی
nounI hope you've got that boxing nonsense out of your system.
امیدوارم که این بوکس بازی مسخره از ذهنت بیرون رفته باشه
-
جعبه بندی
-
ترجمه های کمتر
- در جعبه قرار دادن
- مشت بازی
- مشت زنی
- مشتزنی
- مقوا و تخته ای که از آن جعبه می سازند
- پوشش یا حفاظ جعبه مانند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " boxing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "boxing"
عباراتی شبیه به "boxing" با ترجمه به فارسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن