ترجمه "brabble" به فارسی
محاجه, جنجال, (سر چیزهای جزئی) مشاجره کردن بهترین ترجمه های "brabble" به فارسی هستند.
brabble
verb
noun
دستور زبان
A broil; a noisy contest; a wrangle. [..]
-
محاجه
-
جنجال
-
(سر چیزهای جزئی) مشاجره کردن
-
ترجمه های کمتر
- (قدیمی) جنجال بپا کردن
- بگو مگو کردن
- جنجال کردن
- ستیزه کردن
- سر و صدا
- محاجه کردن
- پرخاش کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " brabble " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن