ترجمه "braid" به فارسی

گیس, گیس بافت, بافتن بهترین ترجمه های "braid" به فارسی هستند.

braid adjective verb noun دستور زبان

(obsolete) (transitive) To make a sudden movement with, to jerk. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گیس

    noun

    weave of three or more strands

    the braid of her fifteenth year tied with the silk ribbon of her school uniform.

    و گیس بافته پانزده سالگی او که روبان ابریشمی اونیفورم مدرسه را به آن سنجاق کرده بود.

  • گیس بافت

    weave of three or more strands

    the braid of her fifteenth year tied with the silk ribbon of her school uniform.

    و گیس بافته پانزده سالگی او که روبان ابریشمی اونیفورم مدرسه را به آن سنجاق کرده بود.

  • بافتن

    verb

    to intertwine

    At his leisure, he employed the interval in braiding something very carefully in his watches below.

    از سر فرصت این فاصله را در کشیک عرشه زیری به دقت مشغول بافتن چیزی شد.

  • ترجمه های کمتر

    • گلابتون
    • قیطان
    • نوار
    • حاشیه
    • کلاله
    • گرس
    • طره
    • مغزی
    • (قدیمی - شاعرانه) گیسو را با روبان یا توری بستن
    • (مو) تافتن
    • (موی سر و حصیر و علف) بافتن
    • (پارچه و روبان و غیره) قیطان
    • به هم تابیدن
    • درهم بافتن
    • زلف بافته
    • موی بافته
    • گیسو تابیدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " braid " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Braid
+ اضافه کردن

"Braid" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Braid در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "braid"

عباراتی شبیه به "braid" با ترجمه به فارسی

  • حاشیه · قیطان · قیطان دوزی · موی بافته · نوار · هر چیز به هم بافته (گیسو یا روبان یا حصیر و غیره) · گلابتون · گلابتون کاری
  • رودخانه شریانی
  • حاشیه · قیطان · نوار · گلابتون
  • گروه بافته
  • حاشیه · قیطان · قیطان دوزی · موی بافته · نوار · هر چیز به هم بافته (گیسو یا روبان یا حصیر و غیره) · گلابتون · گلابتون کاری
اضافه کردن

ترجمه های "braid" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه