ترجمه "braiding" به فارسی
حاشیه, قیطان, قیطان دوزی بهترین ترجمه های "braiding" به فارسی هستند.
braiding
noun
verb
دستور زبان
Present participle of braid. [..]
-
حاشیه
noun -
قیطان
nounThey had also adopted white hats with green cord and braid
این جمعیت کلاههای سفید با نوار و قیطان سبز به سر میگذاشتند
-
قیطان دوزی
the old coachman, with his broad back filling a short, silver braided jacket
کالسکه ران پیر با شانههای پهنی که ژاکت کوتاهش با قیطان دوزی های نقرهای به سختی آن را در خود جا داده بود
-
ترجمه های کمتر
- موی بافته
- نوار
- هر چیز به هم بافته (گیسو یا روبان یا حصیر و غیره)
- گلابتون
- گلابتون کاری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " braiding " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "braiding" با ترجمه به فارسی
-
(قدیمی - شاعرانه) گیسو را با روبان یا توری بستن · (مو) تافتن · (موی سر و حصیر و علف) بافتن · (پارچه و روبان و غیره) قیطان · بافتن · به هم تابیدن · حاشیه · درهم بافتن · زلف بافته · طره · قیطان · مغزی · موی بافته · نوار · کلاله · گرس · گلابتون · گیس · گیس بافت · گیسو تابیدن
-
رودخانه شریانی
-
حاشیه · قیطان · نوار · گلابتون
-
گروه بافته
-
(قدیمی - شاعرانه) گیسو را با روبان یا توری بستن · (مو) تافتن · (موی سر و حصیر و علف) بافتن · (پارچه و روبان و غیره) قیطان · بافتن · به هم تابیدن · حاشیه · درهم بافتن · زلف بافته · طره · قیطان · مغزی · موی بافته · نوار · کلاله · گرس · گلابتون · گیس · گیس بافت · گیسو تابیدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن