ترجمه "brain death" به فارسی
مرگ مغزی, از کار افتادن مغز و کلیه ی فعالیت های مغزی (در برخی از کشورها مرگ قانونی تلقی می شود) بهترین ترجمه های "brain death" به فارسی هستند.
brain death
noun
دستور زبان
(medicine) An irreversible loss of brain function and cessation of brain activity. [..]
-
مرگ مغزی
nouncomplete and irreversible loss of brain function
We've already called brain death.
از قبل اعلام کردن که مرگ مغزی شده
-
از کار افتادن مغز و کلیه ی فعالیت های مغزی (در برخی از کشورها مرگ قانونی تلقی می شود)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " brain death " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن