ترجمه "brainchild" به فارسی
(عامیانه) محصول فکری (کسی), اندیش زاد, زاییده افکار بهترین ترجمه های "brainchild" به فارسی هستند.
brainchild
noun
دستور زبان
A creation, original idea, or innovation, usually used to indicate the originators [..]
-
(عامیانه) محصول فکری (کسی)
-
اندیش زاد
-
زاییده افکار
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " brainchild " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن