ترجمه "braising" به فارسی
آبپزكردن, آشپزی, تفتآبپزی بهترین ترجمه های "braising" به فارسی هستند.
braising
verb
noun
Present participle of braise. [..]
-
آبپزكردن
-
آشپزی
noun -
تفتآبپزی
combination-cooking method that uses both moist and dry heats
-
ترجمه های کمتر
- كبابپزي
- نيمجوشكردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " braising " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "braising" با ترجمه به فارسی
-
(خوراکپزی - گوشت یا سبزی را) اول در روغن کمی سرخ کردن و سپس با کمی آب جوشاندن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن