ترجمه "brainwash" به فارسی
شستشوی مغزی دادن, (از راه تکرار و تلقین و آموزش) عقاید و افکار شخص را عوض کردن بهترین ترجمه های "brainwash" به فارسی هستند.
brainwash
verb
noun
دستور زبان
An effect upon one's memory, belief, or ideas. [..]
-
شستشوی مغزی دادن
verbFelicity told me that he's been brainwashed.
.فلیسیتی بهم گفت اونو شستشوی مغزی دادن
-
(از راه تکرار و تلقین و آموزش) عقاید و افکار شخص را عوض کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " brainwash " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "brainwash" با ترجمه به فارسی
-
تلقین عقاید و افکارسیاسی و مذهبی واجتماعی درشخص
اضافه کردن مثال
اضافه کردن