ترجمه "branch line" به فارسی
شاخه, خط فرعی بهترین ترجمه های "branch line" به فارسی هستند.
branch line
noun
دستور زبان
(rail transport) A secondary railroad route or one subsidiary to a railroad's main lines. [..]
-
شاخه
noun -
خط فرعی
nounIn a gap chopped out for the rails of the harbour branch line Nostromo appeared, mounted on his silver grey mare.
نوسترومو سوار بر مادیان خاکستری نقرهایاش از شکافی که برای ریلهای خط فرعی لنگرگاه پدید آمده بود سر برآورد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " branch line " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن