ترجمه "branded" به فارسی
داغ خورده، داغ شده ترجمه "branded" به فارسی است.
branded
adjective
verb
Simple past tense and past participle of brand . [..]
-
داغ خورده، داغ شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " branded " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "branded" با ترجمه به فارسی
-
مارک جهانی
-
تصویر ذهنی از برند
-
مواجهه با برند
-
شناخت برند
-
انتقال · انگ · تلافی · علامت مخصوص · نام تجارتی · نام تجارتی (کالا و فرآورده و غیره) · نام کالای معروف
-
نامهاي تجاري · نشانهای تجاری
-
ارزیاب دارای برند
-
جنگ برنده ها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن