ترجمه "branding" به فارسی

خالكوبي, علامتگذاري, نشانهگذاری بهترین ترجمه های "branding" به فارسی هستند.

branding noun verb دستور زبان

process in which a mark, usually a symbol or ornamental pattern, is burned into the skin of a living person or animal [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خالكوبي

  • علامتگذاري

  • نشانهگذاری

  • نشانگذاري

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " branding " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Branding
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ایجاد برند

  • برندینگ، برندسازی

  • تجاری

    They need to tell me about my brand.

    اونها باید راجع به نام تجاری من به من بگند.

عباراتی شبیه به "branding" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "branding" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه