ترجمه "brassie" به فارسی
(ورزش گلف - قدیمی) چوگان چوبی شماره ی دو ترجمه "brassie" به فارسی است.
brassie
noun
دستور زبان
(golf, dated) A wooden-headed golf club with a brass base plate, similar to a modern two wood. [..]
-
(ورزش گلف - قدیمی) چوگان چوبی شماره ی دو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " brassie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "brassie" با ترجمه به فارسی
-
(صدای) بلند و گوشخراش · ارزان و پر نمایش · برنج فام · برنجی · برنجین · به رنگ برنج · بی ادب · بی باک · بی پروا · درخشانی · زرق وبرقی · قلب · مشهور · وابسته به برنج · پررو · پرنگی · پرنگین · گستاخ
-
برنجی · بی شرمی · فرومایگی · نابخردی · پستی
-
(صدای) بلند و گوشخراش · ارزان و پر نمایش · برنج فام · برنجی · برنجین · به رنگ برنج · بی ادب · بی باک · بی پروا · درخشانی · زرق وبرقی · قلب · مشهور · وابسته به برنج · پررو · پرنگی · پرنگین · گستاخ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن