ترجمه "brassy" به فارسی
پررو, برنجی, گستاخ بهترین ترجمه های "brassy" به فارسی هستند.
brassy
adjective
noun
دستور زبان
Resembling brass. [..]
-
پررو
adjective -
برنجی
adjective -
گستاخ
adjective
-
ترجمه های کمتر
- برنجین
- پرنگی
- پرنگین
- درخشانی
- مشهور
- قلب
- (صدای) بلند و گوشخراش
- ارزان و پر نمایش
- برنج فام
- به رنگ برنج
- بی ادب
- بی باک
- بی پروا
- زرق وبرقی
- وابسته به برنج
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " brassy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "brassy" با ترجمه به فارسی
-
(ورزش گلف - قدیمی) چوگان چوبی شماره ی دو
-
برنجی · بی شرمی · فرومایگی · نابخردی · پستی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن