ترجمه "brazenfaced" به فارسی
پررو, گستاخ, بی آزرم بهترین ترجمه های "brazenfaced" به فارسی هستند.
brazenfaced
adjective
دستور زبان
impudent; shameless
-
پررو
-
گستاخ
adjective -
بی آزرم
-
ترجمه های کمتر
- بی شرم
- بی شرمانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " brazenfaced " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن