ترجمه "breastbone" به فارسی

استخوان سينه, استرنوم, استخوان جناغ بهترین ترجمه های "breastbone" به فارسی هستند.

breastbone noun دستور زبان

The central narrow bone in the front of the chest, connecting the collar-bone and the top ribs. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • استخوان سينه

    I cut the meat along the bottom of the breastbone.

    و بعد کاملا تا استخوان سينه را ميبرم

  • استرنوم

  • استخوان جناغ

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • استخوان جناق
    • جناغ سینه
    • رجوع شود به sternum
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " breastbone " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "breastbone"

اضافه کردن

ترجمه های "breastbone" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه