ترجمه "breech" به فارسی
ساغری, سرون, سرین بهترین ترجمه های "breech" به فارسی هستند.
breech
adjective
verb
noun
adverb
دستور زبان
(historical, now only in the plural) A garment whose purpose is to cover or clothe the buttocks. [from 11th c.] [..]
-
ساغری
-
سرون
-
سرین
noun
-
ترجمه های کمتر
- بخش پایین یا عقب چیزی
- ته لوله دار کردن (تفنگ و غیره)
- ته لوله ی تفنگ و توپ (وغیره)
- جان لوله
- شلواردار کردن
- کولاس (توپ جنگی)
- کولاس دار کردن
- کپل (کفل)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " breech " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "breech" با ترجمه به فارسی
-
(گیاه شناسی) گل قلب مریم (Dicentra cucullaria - بومی ایالات متحده)
-
ته دار · نیم شلواری پوشیده
-
تنبان · زیرشلواری تنگ (زمستانی) · شلوار · شلوار تنگی که تا زیر زانو می آمد
-
بویه ی نجات · حلقه ی شلواری · وسیله ی نجات مردم در دریا (مشتمل بر نشیمنگاه کرباسی با دو سوراخ برای فرو بردن پاها و یک حلقه ی ایمنی)
-
قوشقون (تسمه ای که بر کپل اسب درشکه بسته می شود تا در سرازیری جلو حرکت ناخواسته ی درشکه را بگیرد)
-
سلاح تهپر
-
(تفنگ و غیره) ته پر (breechloading هم می نویسند)
-
رجوع شود به bear's breech( acanthus هم می نویسند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن