ترجمه "breeches" به فارسی

تنبان, زیرشلواری تنگ (زمستانی), شلوار بهترین ترجمه های "breeches" به فارسی هستند.

breeches noun

Plural form of breech. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تنبان

    noun

    a garment worn by men, covering the hips and thighs

  • زیرشلواری تنگ (زمستانی)

  • شلوار

    noun

    The cloak they spread under him was wet with blood which stained his breeches and arm.

    شنل گسترده شده خونین بود و شلوار سواری و دستهای راستوف به خون آغشته شد.

  • شلوار تنگی که تا زیر زانو می آمد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " breeches " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "breeches"

عباراتی شبیه به "breeches" با ترجمه به فارسی

  • (گیاه شناسی) گل قلب مریم (Dicentra cucullaria - بومی ایالات متحده)
  • ته دار · نیم شلواری پوشیده
  • بویه ی نجات · حلقه ی شلواری · وسیله ی نجات مردم در دریا (مشتمل بر نشیمنگاه کرباسی با دو سوراخ برای فرو بردن پاها و یک حلقه ی ایمنی)
  • قوشقون (تسمه ای که بر کپل اسب درشکه بسته می شود تا در سرازیری جلو حرکت ناخواسته ی درشکه را بگیرد)
  • سلاح تهپر
  • بخش پایین یا عقب چیزی · ته لوله دار کردن (تفنگ و غیره) · ته لوله ی تفنگ و توپ (وغیره) · جان لوله · ساغری · سرون · سرین · شلواردار کردن · کولاس (توپ جنگی) · کولاس دار کردن · کپل (کفل)
  • (تفنگ و غیره) ته پر (breechloading هم می نویسند)
  • رجوع شود به bear's breech( acanthus هم می نویسند)
اضافه کردن

ترجمه های "breeches" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه