ترجمه "breeds" به فارسی
نژادها, زادها بهترین ترجمه های "breeds" به فارسی هستند.
breeds
verb
noun
Plural form of breed. [..]
-
نژادها
nounOn the topmost branches of her family tree there's a superior breed of monkeys with very fine silky hair and extra long tails.
خلاصه سربلندترین شاخههای شجر نامهی خانوادهی او به میمونی از عالیترین نژادها میرسد که موی بسیار لطیف و دم بسیار درازی دارد.
-
زادها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " breeds " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "breeds" با ترجمه به فارسی
-
زادهای بومی · نزادهاي بومي · نژادهای بومی
-
(انسان) آموزش و پرورش · بار آوردن (به ویژه در آداب معاشرت و رفتار) · بچه آوری · تربیت · تعلیم · تغذیه · تولید مثل · جفتگیری · دامپروری · زاد و ولد · زادگیری · زایش · شرافت · غذا · فراوری · موجد · نجابت · پرورش · پرورش گیاه یا جانور (به منظور بهسازی نژاد) · پسودی · گیاه پروری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن