ترجمه "bribery" به فارسی
رشوه, رشوهخواری, ارتشا بهترین ترجمه های "bribery" به فارسی هستند.
bribery
noun
دستور زبان
the making of illegal payment, or bribes, to persons in official positions as a means of influencing their decisions [..]
-
رشوه
nounBut perhaps you will make enough money to get into bribery on a large scale some day.
خب پس میبینم که یواش یواش داره وضعت خوب می شه. مثل اینکه رشوه هم دادی.
-
رشوهخواری
act of giving money or gift giving that alters the behavior of the recipient
THREE thousand five hundred years ago, the Law of Moses condemned bribery.
با قانون فوق، شریعت موسی سه هزار و پانصد سال پیش رشوهخواری را محکوم ساخت.
-
ارتشا
noun
-
ترجمه های کمتر
- بلکفدگیری
- هوشر
- اختلاس
- سواستفاده
- رشوه خواری
- رشوه دهی
- رشوه گیری
- رشوهگیری، ارتشاء
- پاره ستانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bribery " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن