ترجمه "bridal" به فارسی

ازدواج, عروسانه, نکاحی بهترین ترجمه های "bridal" به فارسی هستند.

bridal adjective noun دستور زبان

Of or pertaining to a bride, or to wedding; nuptial; as, bridal ornaments; a bridal outfit; a bridal chamber. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ازدواج

    noun

    Can I receive from him the bridal ring,

    آیا میتوانم حلقه ازدواج او را بپذیرم ،

  • عروسانه

  • نکاحی

  • ترجمه های کمتر

    • زفاف
    • نکاح
    • ازدواجی
    • عقد
    • (قدیمی) عروسی
    • وابسته به ازدواج
    • وابسته به عروس
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bridal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bridal" با ترجمه به فارسی

  • تخت عروس، تخت عروسی، تخت زفاف، سریر زفاف.
  • (گیاه شناسی) گل عروس (Spiraea prunifolia از خانواده ی rose که گل های سفید کوچکی می دهد)
اضافه کردن

ترجمه های "bridal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه