ترجمه "bride" به فارسی

عروس, بیوگ, تازه عروس بهترین ترجمه های "bride" به فارسی هستند.

bride verb noun دستور زبان

A woman who is going to marry or who has just been married. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عروس

    noun

    bride [..]

    Any one might have thought we were furnishing the house for a bride.

    ما اثاثهای تهیه کردهایم که شایسته نو عروس است.

  • بیوگ

    bride

  • تازه عروس

    noun

    Royal brides have to be snow white. Ahh.

    تازه عروس هاي سلطنتي بايد مثل برف سفيد باشن.

  • ترجمه های کمتر

    • بانو
    • وآیو
    • وایوگ
    • بریجت مقدس (رجوع شود به Bridget)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bride " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bride noun

Irish abbess; a patron saint of Ireland (453-523)

+ اضافه کردن

"Bride" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Bride در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "bride"

عباراتی شبیه به "bride" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bride" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه