ترجمه "bridesmaid" به فارسی
ساقدوش, ساقدوش عروس, ندیمه ی عروس بهترین ترجمه های "bridesmaid" به فارسی هستند.
bridesmaid
verb
noun
دستور زبان
To act as a bridesmaid for; to attend the bride during a wedding ceremony. [..]
-
ساقدوش
Sarge is taking her and the bridesmaids to the airport.
گروهبان داره اون و ساقدوش هاشو به فرودگاه مي بره.
-
ساقدوش عروس
member of the bride's party in a wedding
When did they ask you to be a bridesmaid?
كي از تو خواستن ساقدوش عروس باشي ؟
-
ندیمه ی عروس
-
یکی از چند زنی که در مراسم ازدواج (به ویژه در کلیسا) عروس را همراهی می کنند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bridesmaid " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bridesmaid"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن