ترجمه "brig" به فارسی
بازداشتگاه, پاسدارخانه, (امریکا - ارتش - خودمانی) زندان بهترین ترجمه های "brig" به فارسی هستند.
brig
noun
دستور زبان
(nautical) A two-masted vessel, square-rigged on both foremast and mainmast [..]
-
بازداشتگاه
Most officers would have thrown you in the brig.
خیلی از افسرها بودن تو رو مینداختنت بازداشتگاه!
-
پاسدارخانه
-
(امریکا - ارتش - خودمانی) زندان
-
ترجمه های کمتر
- (امریکا - نیروی دریایی) بازداشتگاه موقت (مثلا در کشتی جنگی تا رسیدن به بندر)
- کشتی دو دکله -
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " brig " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Brig
Brig (district) [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Brig" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Brig در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "brig"
عباراتی شبیه به "brig" با ترجمه به فارسی
-
(کشتی بادبان دار) دو دکله
اضافه کردن مثال
اضافه کردن