ترجمه "briefs" به فارسی
اسلیپ ترجمه "briefs" به فارسی است.
briefs
verb
noun
دستور زبان
Plural form of brief. [..]
-
اسلیپ
نوعی پوشاک زیر و لباس شنای تنگ کوتاهاست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " briefs " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "briefs"
عباراتی شبیه به "briefs" با ترجمه به فارسی
-
دستور
-
(اداری) خلاصه پرونده · (انگلیس) خلاصه پرونده ی دعوی را در اختیار گذاشتن · (حقوق) خلاصه ی دعوی · (کلیسای کاتولیک) نامه ی رسمی پاپ · اجمالی · اطلاعات لازم را دادن · به عنوان وکیل استخدام کردن · خلاصه · خلاصه کردن · دستور · دستورالعمل اداری · رهنمود آوردن · زودگذر · زیر شلواری زنانه که تا بالای زانو می آید · زیرشلواری کوتاه مردانه (معمولا از پنبه ی بافته) · لب · مجمل · مختصر · ملخص · موجز · هرگونه جامه ی کوتاه · کم (زمان یا گسترش) · کم پای · کوتاه · کوتاه کردن · یادداشت هایی که وکیل مدافع از روی آن در دادگاه صحبت می کند
-
پینکی، چُرت
-
رجوع شود به abstract of title
-
اطلاعات لازم · دادن اطلاعات لازم · رهنمود · رهنمود آوری · رهنمودگزاری
-
اختصار · ایجاز · ناپایداری · کوتاهی
-
(اداری) خلاصه پرونده · (انگلیس) خلاصه پرونده ی دعوی را در اختیار گذاشتن · (حقوق) خلاصه ی دعوی · (کلیسای کاتولیک) نامه ی رسمی پاپ · اجمالی · اطلاعات لازم را دادن · به عنوان وکیل استخدام کردن · خلاصه · خلاصه کردن · دستور · دستورالعمل اداری · رهنمود آوردن · زودگذر · زیر شلواری زنانه که تا بالای زانو می آید · زیرشلواری کوتاه مردانه (معمولا از پنبه ی بافته) · لب · مجمل · مختصر · ملخص · موجز · هرگونه جامه ی کوتاه · کم (زمان یا گسترش) · کم پای · کوتاه · کوتاه کردن · یادداشت هایی که وکیل مدافع از روی آن در دادگاه صحبت می کند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن