ترجمه "brindled" به فارسی
ابرش, خلنگ, پلنگی بهترین ترجمه های "brindled" به فارسی هستند.
brindled
adjective
دستور زبان
of a brownish, tawny or gray colour, with streaks or spots; streaky, spotted [..]
-
ابرش
noun -
خلنگ
-
پلنگی
-
ترجمه های کمتر
- پیسه
- (دارای موی خاکستری یا زرد مایل به قهوه ای که راه راه یا لکه های پر رنگی داشته باشد مثل برخی گربه ها و گاوها و اسب ها) چپار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " brindled " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "brindled"
عباراتی شبیه به "brindled" با ترجمه به فارسی
-
(رنگ خاکستری یا زرد مایل به قهوه ای که راه راه یا دارای لکه های پر رنگ باشد مانند برخی گربه ها) ابرش · حیوان ابرش · حیوان چپار · حیوانی که پوستش این چنین باشد · خلنگ · نمش · پلنگی · پیسه · چپار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن