ترجمه "briskness" به فارسی
چابکی, تندی, جلدی بهترین ترجمه های "briskness" به فارسی هستند.
briskness
noun
دستور زبان
The property of being brisk. [..]
-
چابکی
noun -
تندی
A brisk May breeze was blowing, which swayed the crests of the plaintain trees.
نسیم مرغزاری تندی میوزید که شاخهای سپیدارهای کهن را تکان میداد.
-
جلدی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " briskness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "briskness" با ترجمه به فارسی
-
(بازار) گرم · (در مورد هوا) خنک و فرحبخش · تند · تند و تیز · جلد · خوش · خوشحال · روبراه · سرزنده · سرزنده وبشاش · شاد · فرح بخش · فرز · قاطع · پاکیزه · پر نیرو · پررونق · پرفعالیت · چابک · چست
اضافه کردن مثال
اضافه کردن