ترجمه "brittany" به فارسی

بریتانی, (بخشی از شمال غربی فرانسه که دماغه ی بزرگی در جنوب دریای مانش را تشکیل می دهد) ناحیه ی بریتانی, بریتانی بهترین ترجمه های "brittany" به فارسی هستند.

brittany

geographic terms (below country level)

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بریتانی

    geographic terms (below country level)

    He just went off and settled down in Brittany and began to paint.

    بعد راهی شد و در بریتانی مستقر شد و نقاشی را آغاز کرد.

  • (بخشی از شمال غربی فرانسه که دماغه ی بزرگی در جنوب دریای مانش را تشکیل می دهد) ناحیه ی بریتانی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " brittany " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Brittany proper noun

A region in North West France. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بریتانی

    He just went off and settled down in Brittany and began to paint.

    بعد راهی شد و در بریتانی مستقر شد و نقاشی را آغاز کرد.

عباراتی شبیه به "brittany" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "brittany" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه